کوپه شماره ٧

Wednesday, March 18, 2009

دلشوره


همه عصرهای شهرزاد
دلشوره
گفتن یک قصه تازه است
شهریار من
پ.ن: این روزها پره از شلوغی و ترافیک و هیاهوی آخر سال. کمتر زمانی می‌شه که دوستان برای هم وقت می‌گذارند. اما گذراندن یک عصر آخر اسفند با یک دوست همیشه حوب است.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 1:04 AM

|

Wednesday, December 17, 2008

شهزاد 16





نیمی از شبم
تو را با قصه
ای تازه
به خواب مهمان می کنم
و نیمه دیگر شبم
برای این است که به
صدای نفس های تو
قصه عشقت
را برای خودم تکرار کنم
شهریار من
کاش عمرشب های من و تو
به اندازه همه قصه هایی بود
که قرار است برایت
ساز کنم.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 8:53 PM

|

Saturday, December 13, 2008

شهزاد 14



صداي ضربه‌هاي زمان
مي‌پيچد
و باز
صداي پاي تو
و من
در انديشه
حكايتي تازه
طرفه حكايتي تازه
و همه اين
راز
هزار و يك شبي است
كه با تو
گذشت شهريار من.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 10:24 PM

|

Wednesday, December 10, 2008

شهزاد 12+1


هزار و یک شبم برای تو
که قصد جانم کنی
و من
قصه سرا و شهرزادت باشم
فقط
امشبت
را به من بده شهریار من

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 12:24 AM

|

Monday, December 08, 2008

شهزاد دوازدهم


یک شب
دیگر در میان چشمانم
بمان
تا برایت قصه تازه ای سر کنم
شهریار من.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 11:48 PM

|

Thursday, March 27, 2008

قصه های دروغین


دیگر قصه تازه ای برایت ندارم
تمام داستان ها
را
در پشت پلک
چشمان خواب آلوده ات
جا گذاشتم
حالا آماده مردنم
شهریار من

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 1:03 AM

|