کوپه شماره ٧

Thursday, March 12, 2009

خیلی بده تنها باشی و تنهایی را با تمام وجودت تجربه کنی. سال 87 هم داره این روزها نفس های آخرشو می کشه و این نفس های آخر میون کارهای آخر سالی و تمام تنهایی هایی که هست و این سال ها به داشتنش عادت کردی چقدر سخت قابل تحمل می شه. از یک طرف مرور سالی که گذشت و از طرف دیگه قول و قرارایی برای سال بعد. قول و قرارایی که از هر 10 تاش شاید یکیش درست به ثمر برسه و سال خوبی رو تموم کردی. توی چند روز آینده موقعیتی دست داده تا در کنار تنهایی و راهی که تا آخر سال مونده کمی سال 87 رو برای خودم مرور کنم. همه روزهایی که گذشت.
پ.ن: حال و حوصله ندارم. شاید برای این که خانه ام ابریست
پس.پ.ن: نمی تونم و نمی خوام باور کنم که وقتی جوابی از تو نیست رو بذارم روی این که دیگه قراری بینمون نیست. با معرفت تر از این ها بودی. راز بزرگ من دلم هنوز هم برات تنگه. خانه ام ابریست اما من در خیال روزهای روشنم کز دست رفتند.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 11:48 PM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home