کوپه شماره ٧

Thursday, November 13, 2008

فرض شعور بیننده


فکر می کنید تو ذهن مدیران رسانه ملی شعور مخاطب در چه اندازه است؟ به نظر من مدیران صدا و سیما از بالاترین حد تا مدیران درجه سه و چهارش شعور مخاطبان را در حد شپش می دانند و به راه های مختلف هم قصد دارند این را ثابت کنند. بگذریم از این که سریال پر مخاطب( البته به گفته مرکز نظر سنجی همین رسانه ملی) یوسف پیامبر در میان هر چرت و پرتی که به عنوان تاریخ به خورد ملت می ده و همسترهای تپل را به جای موش جا می زنه و نمایش فیلم های خارجی صدا و سیما از آن شاهکارهایی است که هر جایی نمی تونید پیداش کنید نمونه اش همین قسمت سریال پرستاران یا همون All Saint که سه شنبه پخش شد. راستش این سریال مجموعه تلویزیونی مورد علاقه منه و یکی از معدود برنامه هایی که حتما می بینیمش. چند وقت پیش از طریق یکی از دوستان سایتی را پیدا کردم که نسخه اصلی پرستاران را از اول تا قسمت اگر اشتباه نکنم قسمت 210 که اواخر 2006 به نمایش در آمده را خریدم. می دانید که سریال All Saint یکی از پربیننده ترین مجموعه های تلویزیونی یکی از کانال های تلویزیونی استرالیا است که از سال 2000 تولیدش شروع شده و هنوز در حال ساخته شده است. بگذریم زمانی که 200 و خورده ای سریال را می دیدم تازه اولا متوجه شد که توی ایران این سریال را با داستان جدیدی به نمایش در آوردند و از طرف دیگر روابط آدم هایی بود که در این مجموعه است که این سریال را دیدنی تر می کنه. بگذریم البته این قسمتی که توی ایران آمده کامل نیست و مجموعه قسمت هایی را که از پارسال تا امسال نشان داده را شامل نمی شه. اما نکته مهم فارغ از حذف شخصیت ها و سانسور لباس داستان هایی است که معلوم نیست زمانی که قرار است این گونه تحریف بشن چرا پخش می شن؟ توی همین قسمت مجموعه با ورود سرویس آمبولانس به خانه ای شروع شد که زن یک چاقوی خونی دستش بود و بعد زمانی که وارد خونه شدند با تعجب به مردی نگاه کردند که با تصویر واید شده داشت نعره می زد. بعد که مرد رو آوردند توی اورژانس دکترها و پرستارها با خنده و شوخی هی گفتن زنه پنجه شوهرش را بریده. جالب این جا بود که هر وقت مرد رو نشون می داد روی شکمشو گرفته بود و دستاش خونی بود. دکترها هم شکمشو معاینه می کردند و می گفتند اگر انگشتات پیدا بشه پیوند می زنیم. خنده دار تر این جا بود که یک صحنه بعد از این که از زنه خواستن تا بگه اون عضو بریده شده رو کجا انداخته و تاکید کردند که شوهرت تا آخر عمر لنگ می زنه و خودت بدبخت می شی مرد رو نشون دادن که داشتن می بردنش اتاق عمل یک دفعه از روی تخت به طرف زنه پرید و در حالی که هر دو تا پاش سالم بود برش گردوند روی تخت. این که چه عضوی از شوهر زنه بریده شده بود خوب معلوم بود که حتی اگر بچه های کوچک هم می دیدند می فهمیدن که به قول اسدالله میرزا در دایی جان ناپلئون مرده به زنه خیانت کرده بود و زنه هم عضو شریف آقا را بریده بود و انداخته بود در دستشویی . این که این عضو چه طوری تبدیل شده بود به انگشت باید از کسانی پرسید که فکر کردند ما باید همه قسمت های پرستاران را حتی به این وضع احمقانه ببینیم.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 4:01 PM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home