کوپه شماره ٧

Wednesday, October 01, 2008

جهاندیده........

ما یک مثلی داریم که می گویند جهاندیده بسیار گوید دروغ. البته این ضرب المثل خیلی به مطلبی که می خوام بنویسم ربطی نداره برداشت من همیشه از این ضرب المثل اینه که کسی که دروغ زیاد می گه یه جایی ممکنه یادش بره و خود واقعیش بشه. بگذریم.
ظاهرا تلویزیون از روایت های تاریخی که آقای معتضد تعریف می کنه خیلی راضی است که هر شب یکی دو ربع آنتن را در اختیارش قرار می دهد. شاید هم آقای معتضد از کتاب سازی خسته شده و قصد کرده یک مدت مدیدی بجای کتاب برنامه تلویزیونی پر کنه. اصلا فکر نکنید قصد دارم این قصه گویی های شیرین آقای معتضد که منکر اطلاعات تاریخی که به مدد صرف زمان زیادی وقت توی موسسه تاریخ معاصر و لابه لای اسناد گذرونده به دست آورده نیستم. اطلاعاتی که با زبان شیرین و قریحه داستان سرایی که داره آن ها را بازگو و می کنه. شنیدم ایشان کافیه یک برگ سند یا یک عکس ببینند و بعد از چند روز براساس آن یک کتاب چند صد صفحه ای بنویسد. این هم خودش استعدادی است. اما موضوع من این نیست. چند روزیه که به طور اتفاقی مجبور می شم برنامه برگی از دفتر تاریخ معاصر را که ایشان اجرا می کنند را می دیدم و طی آن به نکات جالبی پی بردم که به جاش درباره اش صحبت می کنم. اما نکته ای که باعث شد این مطلب را بنویسم این بود که آقای معتضد داشت درباره تبعید پهلوی اول به سن موریس صحبت می کرد و داستان های سفر خانواده سلطنتی را از تهران تا سن موریس چنان دقیق بازگو می کرد که انگار خودش هم توی این سفر بوده. جالب این جا بود که بین حرف هاش یک توصیه هایی هم به دولت ایران در دهه بیست و سی داشت که باید این راه را می رفتند و از این دست. لابه لای حرف هاش رسید به نقل قولی از شمس پهلوی خواهر بزرگ پهلوی دوم. عین جمله اش این بود که والاحضرت شمس این گونه گفتند.......... برام خیلی جالب بود که تلویزیون جمهوری اسلامی در یک برنامه تقریبا مستند اسم خواهر شاه مخلوع ایران ( این تاکید به این کلمات به خاطر این است که تا به حال تلویزیون این کلمات را استفاده می کرده)را با لقب و احترام استفاده کرد. فکر کردم شاید برای این است که دارد نقل قول می خواند اما استفاده از لفظ والاحضرت شمس ثابت کرد که اشتباه فکر می کردم. برای کسانی که تاریخ نخونده باشند می گم که براساس رسم نانوشته ای که در تاریخ معاصر گذاشته شده ما حق نداریم برخی از الفاظ و القاب را استفاده کنیم. مثلا وقتی می خواهیم بگویم محمد رضا شاه باید بگوییم پهلوی دوم نه اعلی حضرت یا والاحضرت........
پ.ن: امروز آمدم از تعطیلات چند روزه استفاده کنم و یک کم تغییر تو اتاقم بدم و تخت و کمد لباس و میزم را جابه جا کردم و پنجره پرده اتاقم را شستم و البته نزدیک بود از چهارپایه بیافتم. البته الان هم که این پست را می نویسم تقریبا در حالت نیمه دراز هستم و با یک کمر رگ به رگ شده و داغون افتادم توی رختخواب و گمان می کنم با این دردی که الان دارم در سه چهار روز آینده در همین وضعیت باشم.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 12:05 AM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home