کوپه شماره ٧

Thursday, August 14, 2008

شیرها


دو شير 100 ساله ي فلزی که درست بعد از پیروزی و امضای فرمان مشروطه به بهارستان رفت و سردر مجلس دو طرف عدل مظفر نصب شده بوده و اول انقلاب به این دلیل که این علامت وسط پرچم پهلوی ها بود، آوردنش پایین روز پنج شنبه 17 مرداد پس از 30 سال( چند روزي بعد از 102 سالگي امضاي فرمان مشروطه) بنا به دليل نامعلومي بعد از سی سال به جاي خود بازگشتند. اين خبر را یکی از کارمندای کتابخونه مجلس که در چند سال گذشته پیگیر مطالب من در مورد مسئله موزه و مجلس و عدل مظفر و البته ایده ای که در مورد بازگشت این دو شیر به جای اولش بود بهم داد. باورم نمی شد با خوشحالی ازش پرسیدم شوخی نمی کنید؟ بهم گفت چه شوخی خانم؟ می دونید از صبح که دیدم این دو تا شیر رفته سر در مجلس شورای ملی تا الان چقدر گشتم تا شماره تلفن شماره رو پیدا کنم؟ بنده خیلی تلاش کرده بود تلفن تماسی از من پیدا کند تا همون طور که اولین بار موضوع شیرها را مطرح کردم خبر برگشتشون به جای اول رو هم کار کنم. شايد کسی بپرسد ارزش كه اين مطلب چرا اين قدر اهميت دارد؟ كافي است بدونيم كه اين دو شير به لحاظ تاريخي سني حدود 100 سال و شايد بيشتر دارند و در بيشتر دوران يكصد و دوساله مجلس و قانونگذاري ايران ( از 1285 كه فرمان مشروطه امضا شد تا امروز) نه تنها بر سردر خانه مجلس قرار داشتند كه به همراه عدل مظفر نماد قوه مقننه ايران بودند. بخشی از هویت و مییراث فرهنگی ما هستند. دو شير فلزي سر در مجلس به عنوان نماد قاجاريه و نشانه ميانه بيرق( پرچم) ايران در سال 1285 شمسي همزمان با انتقال نمايندگان مجلس از عمارت مدرسه نظام به ساختمان بهارستان در دو طرف لوحه ماده تاريخ مشروطه ( عدل مظفر ) بر سردر اصلي نصب شدند. اين دو مجسمه كه به صورت حجمي سه بعدي در اندازه‌هايي بزرگتر از حد طبيعي رو به روي هم قرار داشتند. در دست هر يك شمشيري فلزي و بر پشتشان علامت خورشيد قرار داشت. همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي اين دو شير به اين دليل كه اين تصور وجود داشت كه شير و خورشيد نماد حكومت پهلوي است از سر در مجلس به پايين آمد و به همراه عدل مظفر پشت مجلس رها شد. مجسمه‌ها پس از آتش سوزي به كنار دروازه ورودي مجلس منتقل شد. آن‌ها در اثر جابجايي‌هاي متعدد آسيب‌هايي ديده است. از جمله اين آسيب‌ها كنده شدن دو خورشيد روي شانه شيرها است.
اين مجسمه‌ها طي هفتاد و دو سال حضورشان در دروازه اصلي خانه مشروطه شاهد حوادث بزرگ و عظيم و حضور نمايندگان ملت در اين سر در بودند. در جريان به توپ بستن مجلس آسيبي به آن ها نرسيد. از حوادث مهمي كه در پاي اين دو شير رخ داد مي توان به حضور زنان ايران براي اعتراض به اولتيماتوم روس‌ها در مجلس دوم، سخنراني دكتر محمد مصدق بر دوش مردم در 30 تير 1331 شمسي، ترور حسنعلي منصور نخست وزير رژيم پهلوي به دست محمد بخارايي زير سر در مجلس اشاره كرد.
حس عجیبی داشتم. چیزی بین خوشحالی و یک غم پنهون بود. این حس بخصوص زمانی بیشتر شد که توی عکس دیدم این دو شبر بازگشته سر جاشون. شاید خوشحال بودم از این که خبر سازی ها و اصراری که بر برگشتن این دو به جای اصلیشون داشتم به ثمر نشسته بود. این یکی از دفعاتی بود که فکر می کردم داستانی که شروع کردم به بهترین شکلش تموم شده. حس غمگینشم باید خبرنگار یه حوزه ای باشید و حوزه اتونو دوست داشته باشید و ناگریز باشید که ترکش کنید تا بفهمید که برای چی دلم گرفته بود؟ هم از این بابت که دیگه خبرنگار این حوزه نبودم و خبر را من نمی تونستم تموم کنم. اما این حس خوب و دو گانه تنها چند روز بیشتر دووم نیاورد. نشد که حتی این جا بنویسم. چون دیروز ظهر همون بنده خدا زنگ زد و گفت شیرها را صبح آوردند پایین. نکته خنده دارش این جا بودم که هیچ کس نفهمید چرا این دو مجسمه برای چی برگشتند سر جاشون و چرا و برشون داشتند. به قول دوستی یک شیر دل گذاشتشون سر جاش و یک شیر کش آوردشون پایین. البته عللش در دست تحقیقه
پ.ن: در مورد این لایحه خانواده که توی مجلس داره تصویب می شه می نویسم.
پس.پ.ن: داشتم این مطلب را می نوشتم شنیدم همشهری جوان هم توقیف شد. دست آقایان درد نکنه هدیه خوبی برای روز جوان بود. امروز صبح که خبر درگذشت مهرداد فخیمی اومد. چقدر نمابندی های مسافران رو دوست داشتم.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 2:38 AM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home