کوپه شماره ٧

Tuesday, October 23, 2007

سلام به 33 سالگي


يادمه بچه تر كه بودم هر وقت كه سال تحصيلي شروع مي‌شد همش دعا مي‌كردم مهر زودتر تموم بشه و اولين روز آبان بياد و من يك بار ديگه به روز تولدم برسم. چهار پنج ساله كه بودم دلم مي‌خواست زودتر شش ساله بشم و برم مدرسه. كلاس اول فكر مي‌كردم اين كلاس سومي ها خيلي از من بيشتر مي‌فهمن و كلاس پنجمي‌ها كه خيلي بزرگتر از من بودند. پنجم كه رسيدم دلم مي‌خواست زودتر برم سوم راهنمايي. دلم مي‌خواست جوش بزنم و جوش‌هام رو بتركونم ـ هر چند كه وقتي جوش ها از يك حدي بيشتر شد هي اين دارو و اين دكتر براي خوب شدنش امتحان كردم ـ تازه از بزرگ شدن بيني‌ام و سينه‌هام اصلا خوشم نيومد. توي دبيرستان توي اون دوران كله خرابي و شور جواني چقدر آرزو داشتم زودتر به كنكور برسم و هجده سالم بشه و پشت كنكوري بشم. هرچند كه همون سال اول دانشگاه قبول شدم و حسرت پشت كنكور بودن به دلم موند. وقتي بيست سالم شد فكر كردم يك اتفاق مهم توي زندگيم افتاده و من آدم مهمي هستم. اما بعد از اون هر چه به سي سالگي نزديك مي‌شدم فكر مي‌كنم كه اهميت آبان و بخصوص روز اولش برام كمرنگ مي‌شد. به‌خصوص كه وقتي توي جاهاي رسمي قرار بود تاريخ تولد بنويسم بايد مي‌نوشتم 1/6/1353 نه 1/8/1353
سال 83 بدترين حس رو نسبت به تولدم داشتم. دلم نمي‌خواست آبان بياد و من سي ساله بشم. اما سي سالگي بدون اين كه من بتونم جلويش را بگيرم. همون طوري كه سي و يك سالگي و سي و دو سالگي آمد و امروز كه سي و سه سالگي آمد. اين ها رو گفتم كه بگم يك بار ديگه براي من يك دور چرخ چرخيد و يك بار ديگه روزي كه من يك بخشي از اون هستم آمد. از پارسال اول آبان باز يك كمي متفاوت از روزهاي ديگه است. بازم دوستش دارم. هر چند كه مي‌دونم هر باري كه مياد يك سال ديگه مي‌آد و يك سال ديگه بزرگتر مي‌شم. امروز مثل هر سال داشتم يك بار ديگه 32 سالگي‌ام را مرور مي‌كردم . پر از نقطه‌هاي منفي و مثبته. پر از احساس‌هاي متفاوت و لحظه‌هاي بد و خوب، تلخ و شيرين. پر از تجربه و آدم‌هايي كه آمدند و آدم‌هاي كه براي هميشه رفتند.
امروز بار ديگه اول آبان هست و يك بار ديگه روز تولد من و كلي آرزو و احساس خوب نسبت به سال ديگه هر چند كه نمي دونم سال ديگه چه رخ مي‌ده. اما هر چي هست سال ديگه ام تلاش مي‌كنم كه بهتر از امسال باشم. منطقي تر . امروز 1اول آبان 1386 يك بار ديگه از 32 سالگي خداحافظي مي كنم و به 33 سالگي سلام مي‌كنم.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 3:45 PM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home