کوپه شماره ٧

Sunday, August 12, 2007

ويران ترم بخواه


ويران مي خواستي من را ،
ويران شدم
ويراني ام را ببين.
اين جا اين منم ويران تر از هميشه.
و تو را براي تدفين بازمانده وجودم كم دارم
عريان مي خواستي ام
عريان تر از هميشه
هيچ گاه اين گونه
بي پروا خودم را
در مقابل تو و دنيا نديده بودم
رسوا مي‌خواستي ام
رسواي عالم
حالا در هر كوچه و برزن نام تو را
صدا مي زنم و
رسواتر از هميشه سنگسار مي شوم
ويران مي خواستي من را
ويران شدم
مي‌خواهم برگردي و
من را
در عرياني و ويراني و رسوايي
در آغوش بكشي
تا گم شدن در خود را
با تو تمرين كنم
21 امرداد 86 خورشيدي

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 10:40 AM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home