کوپه شماره ٧

Thursday, May 31, 2007

نوشتن



کیست آن که به پیش می راند
قلمی را که بر کاغذ می گذارم
در لحظه تنهایی؟
رای که می نویسد
آن که به خاطر من قلم بر کاغذ می گذارد؟
این کرانه که پدید آمده از لب ها، از رویاها،
از تپه یی خاموش، از گردابی،
از شانه ای که بر آن سر می گذارم
و جهان را
جاودانه به فراموشی می سپارم
کسی اندرونم می نویسد، دستم را به حرکت در می آورد
سخنی می شنود، درنگ می کند،
کسی که میان کوهستان سرسبز و دریای فیروزه گون گرفتار آمده است
او با اشتیاقی سرد
به آن چه من بر کاغذ می آورم می اندیشد
در این آتش داد
همه چیز می سوزد
با این همه اما، این داور
خود
قربانی است
و با محکوم کردن من خود را محکوم می کند
به همه کس می نویسد
هیچ کس را فرا نمی خواند
برای خود می نویسد
خود را به فراموشی می سپارد
و چون نوشتن به پایان می رسد
دیگر بار
به هیات من در می آید.
پ . ن: از شعرهای اکتاویو پاز خیلی خوشم می آد بخصوص شعر اول ژانویه اش و این شعرش که لحظه های نوشتن را به یادم می آورد. این شعر هم با ترجمه شاملو از اون شعرهایی بود که راه دانشگاه شهید بهشتی رو کوتاه تر می کرد. دوستش داشتم چون فکر می کردم حس نوشتن من را یادآوری می کنه. این هم برای بنفشه عزیزم: سعی می کنم دیگه با خشم ننویسم اما قول نمی دم.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 10:54 PM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home