کوپه شماره ٧

Monday, April 23, 2007

قدم زدن در تاریخ



نمی دونم چرا چند روزیه که این مثنوی ما تاخیر می افته. البته این کم نوشتن مختص حرف این روزهای ما است. تو چند روز پیش برای یک سفر کاری به همراه تینا دوستم سر از تبریز در آورده بودم. سفر خیلی خوبی بود. هرچند که مثل همه سفرهای کاری و کمی بیشتر از بقیه پر وقت کم و کار زیاد بود. آنقدر که نشد درست شهر رو ببینیم. به طور فشرده نک زدیم به بعضی از جاهای شهر. اما مثل همه سفرها پر از تجربه و چیزهای تازه بود. بار اولی نبود که می رفتم تبریز اما مثل دو بار دیگه حس عجیبی داشتم. حسی مثل خود شهر. شهری میان سنت و مدرنیته. شهری که اولین ها در آن ساخته شد. شهری با آدرس های آشنای تاریخی. اگه توی اصفهان می شه با آدرس های شاردن همراه شد توی تبریز می شه از دوره ایلخانی تا عصر مشروطه با تمام اسم های آشنا قدم زد. می شه از ربع رشیدی رشید الدین فضل الله رفت تا مرز شنب غازان و به یاد آورد مغول آتش افروز در این شهر کهن آذرآبادگان نخستین اسکناس دنیا را در کنار اصلاحات غازانی رواج داد. می شه در کنار مسجد زیبای کبود که درست در قلب شهر قرار دارد از پنج هزار سال پیش از تاریخ رفت تا زلزله مهیب قرن دهم هجری . می تونی یک جزوه تاریخ مشروطه را به دست بگیری و با سردار و سالار ملی همراه بشی و از امیرخیز و ششکلان و نوبر برسی تا راسته کوچه و خانه حاج مهدی کوزه کنانی همان جا که خانه مشروطه است. یا بری دم کنسول روسیه بپرسی چه خبر از ثقه السلام. این جا حتی اگه به زبان همشهرهای شهریار بلد نباشی حرف بزنی می تونی از مقبره الشعرا راست قدم ها تو بگیری و آدرس گورستان امامیه رو بپرسی و کمی کنار گور پسر ارس از سرنوشت ماهی سیاه کوچولو رو بپرسی. گوری با آن یادگاری های تاریخی تر از خودش. یا از اون پله های باریک قهوه خانه قدیمی وسط بازار بری بالا و سراغ اون دکتر آرام را گرفت که ساعت ها می نشست و چیز می نوشت...........

پ . ن : خیلی فکر کردم چه عکسی از تبریز جالبه بذارم به نظرم آمد این عکس قونقای تبریز (تراموا ) از همه جالبتره. نخستین تراموای ایران توی تبریز راه افتاد. چند سال پیش در محل ایستگاه تراموا یا به قول تبریزی ها قونقا این مجسمه بزرگ نصب شد که یک تراموا با تمام مسافرای با بیلیت و قاچاقی است.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 12:17 AM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home