کوپه شماره ٧

Monday, February 12, 2007

سیمرغ بیست و پنجم


بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر هم امشب بالاخره با اعلام برترین های سال 85 سینمای ایران به کار خود پایان داد. با دیدن جشنواره امسال باید گفت سال به سال دریغ از پارسال. پارسال به اندازه انگشت های دست می شد فیلم خوب دید اما تو جشنواره امسال تنها به اندازه انگشت های یک دست فیلم خوب بود. بگذریم از دو فیلم خون بازی ساخته رخشان بنی اعتماد و سنتوری مهرجویی که با اسم های بزرگی که روی پیشونیشون بود قابل تامل بودند. هرچند بهترین ساخته کارگردانشون نباشند. اما بین این همه فیلم پابرهنه در بهشت بهرام توکلی و پاداش سکوت مازیار میری فیلم های خوبی بودند. از فیلم فرش هم خیلی خوشم آمد. البته اونم پانزده تا اسم بزرگ داشت. باید هم فیلم خوبی بود بخصوص فیلم جعفر پناهی، رخشان بنی اعتماد، فیلم فرمان آرا و فیلم هنرمند. فیلم بیضایی و کیارستمی رو هم دوست داشتم. ایده سیف الله داد و رضا میرکریمی هم خوب بود. فیلم مهرجویی هم جالب بود.
امشب مراسم اختتامیه جشنواره توی تالار وحدت بود. بعد از گذشتن از هفت خوان مقابل تالار وحدت که هر سال بدتر از سال قبل می شه بالاخره تونستیم با کمک یکی از دوستانمان تونستیم در طبقه اول درست کنار جایگاه عکاسان و فیلمبرداران جایی برای نشستن پیدا کنیم. چهار طبقه تالار وحدت پر پر بود. توی سالن پایین ملت تقریبا جای نفس کشیدن نداشتند. جالب بود میان کسانی که شرکت کرده بودند بچه چند ماهه تا پیرمرد و پیره زن نود ساله پیدا کرد. باور کنید. ظاهرا کارتها بدست خانواده های اهالی ارشاد رسیده بود. کنار دست ما که یک آقای محترم سیبل کلفت بود که بوی پاش تمام مدت داشت حال منو بهم می زد. جالب این جا بود که با گفتن اسم کاندیداهای بازیگری تازه معلوم شد ملتی که برای اختتامیه آمدند هیچکدام از اهالی سینما نبودند.جالب این آقایی که کنار ما ایستاده بود با تمام قوا برای نام کاندیداها نعره می زد. من ندیده بودم کسی خودشو این طوری برای بهرام رادان تکه تکه کند. بگذریم که با آوردن برخی کارگردانان معتبر که در تلویزیون هم هستند مردم تشویق بیشتری می کردند تا کارگردان صاحب نام دیگر. نکته جالب تر زمانی بود که قرار بود سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مردم را بدهند این ملت چه برای اسم مسعود ده نمکی و فیلم اخراجی ها کردند. هرچند این فیلم به طور مشترک با سنتوری سیمرغ دریافت کرد. اما رفتار کارگردان فیلم جالب بود. ظاهرا آقای ده نمکی یادش رفته بود که این جا سینما است و روزنامه یا لثارات و میدان های شهر نیست آن چنان از میان سالن تا روی سن و از روی سن تا صندلیش فریاد زد و ملت دست زدند ای ول مسعود راه انداختند که قابل وصف نیست. شاید بهترین حرف را پرویز پرستویی زد که گفت خدا به همه ما صبر اعطا کنه. البته حسین پاکدل مجری برنامه هم آمد حرفی بزنه که ده نمکی حرفشو قطع کرد. اون حرفشو زد اما ما نشنیدیم چون لابه لای فریادهای ده نمکی و مردم گم شد. بگذریم پرونده جشنواره بیست و پنجم بسته شد با همه خوبی و بدیش. هرچند بازی پرویز پرستویی تو فیلم مازیار میری خیلی درخشان بود و طبق معمول نفس گیر اما بازی بهرام رادان توی فیلم سنتوری خیلی خوب بود. باران کوثری هم حقش بود. بازی افشین هاشمی و پانته آ بهرام را ندیدم اما ندیده معلومه بخصوص درباره افشین هاشمی حقش بود که جایزه را ببرد.
ولی با همه این ها دریغ از پارسال

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 12:41 AM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home