کوپه شماره ٧

Monday, February 05, 2007

حس قدیمی


امشب دوباره یک حس قدیمی توی وجودم پیچیده. حسی که چند بار تجربه اش کردم. تا به حال شده توی موقعیتی قرار بگیری که آرزو کنی هیچ وقت برات تکرار نشه. هیچ وقت شده مجبور بشی به یک دوست تبریک بگی در حالی که جای تو قرار گرفته. بهش کادو بدی و توی دلت گریه کنی و بخندی و بگی خیلی خوشحالی که می بینی اون به حقش رسیده در حالی که توی وجودت یکی بگه نه این حق تو بوده اون به ناحق به جای تو قرار گرفته. حس غریبیه. خیلی حس بدیه. بخصوص که بعدش بارون بیاد و تو تا ته خیس شدن بری بدون این که بفهمی داره بارون می باره. امشب بازم این حس اومده. حس تلخ از دست دادن خاطرات؛ حسی که کمتر از حس مرگ نیست. درد که دوا نداره.
پی نوشت: اتفاق تازه ای نیافتاده یک حس کهنه یک زخم خیلی قدیمی که با خوندن یک مطلب یک کم تیر کشید.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 11:32 PM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home