کوپه شماره ٧

Thursday, February 01, 2007

یک دست جام باده و یک دست زلف یار


امشب با آسمون هزارتا حرف داشتم اما یه قفل سنگین گذاشته بودند روی لبم. انگار آسمونم دلش گرفته بود. هزار تا ابر سیاه صورتشو پوشونده بودند. دستم رو کشیدم روی بخار شیشه ای قفسم براش نوشتم دلم برات خیلی تنگ شده.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 12:03 AM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home