کوپه شماره ٧

Sunday, January 28, 2007

دوباره عاشورا

چراغ ها خاموشه و صدای مردان بلند. دست ها بالا می رود و روی سینه های لخت فرود می آید. کسی در میانه می خواند: یا اباالفضل و تکرار می شود یا اباالفضل. بالفضل. صدای گریه همراه می شود و دل را می لرزاند. میانه دار در میانه حسین حسین گفتن ها و عباس گفتن ها می گوید: بزن به یاد سقای دشت کربلا خوب می زنی بزن. گریه کن این گریه شفیع روز حسابت می شه. آن سو تر صدای سنج و طبل و ضربه های زنجیر بر پشت. جرینگ جرینگ آهن های علم و شیشه های فانوس های روی علامت. صدای سوت بلندگو و کسی که می خواند:« حسینم وا حسینم وا حسینم. » و تکرار. بوی دود، بوی عرق و عطر در هم پیچیده؛ بوی اسفند و گلاب، بوی برنج تازه دم. عطر قیمه و .... صدای بچه ها که دست های کوچکشان را به سینه های نازکشان می زنند.... این رسمی است هزار ساله از روزگاری دور. به یاد حادثه ای که درست 1367 سال پیش در صحرایی خشک رخ داده است.
این روزها دوباره عاشورا و تاسوعا در راه است. یاد حسین حسین گفتن ها و دسته و حسینیه ها و ... یادآوری مظلومیت امام سوم ما شیعیان. این روزها هر کی را که می بینی به فکر شرکت در مراسم عزاداری است. هرچند عزداری این روزها زمین تا آسمان با سال های نه چندان دور تفاوت دارد. یادم هست زمانی که کوچکتر بودم عزداری منحصر به روضه و گریه و زاری بود. نهایتا دسته ای که چند سنج و طبل داشت. اما این روزها دسته ها مجهز به انواع آلات موسیقی هستند و ....... نمی گم شرح و تکرار حرف های خیلی ها ست. امسال محرم به شیوه دو سه سال گذشته همزمان با این روزها شروع کردم به خودن یک کتاب درباره حادثه کربلا. می خوام به جای روایت هایی که می شنوم تحلیل درستی از این حادثه داشته باشم. البته بیشتر منابع تاریخی رو که می خونم یکی دوباره پیشتر تو دوره دانشگاه و بعدش خوندم. بیشتر مرور خوانده هامه. پارسال تشیع در مسیر تاریخ رو خوندم. نوشته دکتر سید محمد حسین جعفری. کتاب تحلیلی خوبیه برای کسانی که می خوان تاریخ تشیع رو درست و دقیق بدونن. امسال قیام امام حسین بعد از پنجاه سال سید جعفر شهیدی رو دارم می خونم. اونم منبع خوبیه. تحلیل واقعه عاشورا از رحلت پیامبر تا عاشورای سال 61 هجریه. بخصوص برای کسانی که می خوان بدونن علت حرکت امام حسین از مدینه به سمت مکه و بعد نیمه کاره گذاشتن حج به چه دلیل بود مطالب دقیق و جامعی داره. کتاب قطوری هم نیست. احتمالا بعدش هم برسم یک گریزی به حسین وارث آدم شریعتی می زنم. البته اگه مراجعه به رفرنس هایی که توی کتاب دکتر شهیدی هست مجال بده. اگه بتونم یک چیزی درباره اش می نویسم. تا فردا.
پی نوشت:راستی چند وقته که عادت لینک دادن به مطالبم رو از دست دادم. نمی دونم چرا قبلا بیشتر از مطالبم می نوشتم. بگذریم. توی این هفته دو تا مصاحبه ام توی خبرگزاری روی خط خبر رفته که بد نیست. البته تا نظر خوانندگان چی باشه. یکی مصاحبه ام با مرضیه برومند درباره اتوکتاب هدهد. نظرات خیلی خوبی داشتند. یکی دیگه هم مصاحبه با کارگردان نمایش عشقه. البته یک گزارشم توی روزنامه سرمایه دارم از نمایشگاه عروسی ایرانی حسن سربخشیان که نمایشگاه خیلی خوبی بود.

Labels:

posted by farzane Ebrahimzade at 11:34 PM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home