کوپه شماره ٧

Thursday, November 30, 2006

نامه‌هايي براي تمام زنان جهان

تو منطقی دوست می داری و ؛
.... من شاعرانه
تو بر بالشی از سنگ می خوابی و ؛
.... من بر بالشی از شعر

مردم از عطر لباسم می فهمند
! که عشق من تویی
از عطر تنم در میابند که با تو بوده ام
از بازوی خواب رفته ام پی می برند
.... که زیر سر تو بوده است

با تو کجا بروم؟
.... کجا پنهانت کنم
وقتی که دیگران
در طنین صدا و ردّ دستهایم
! ... صدای گام های تورا می شنوند

یک ماهی به من دادی و ؛
.... من دریا را پیشکشت کردم
یک قطره نفت به من دادی و ؛
.... من چلچراغی به تو هدیه کردم
یک دانه گندم به من دادی و ؛
.... خرمنی را به تو بخشیدم
به سرزمین یخ بردی مرا و ؛
.... من به سرزمین عجایبت دعوت کردم
با غروریک معلم بودی و ؛
به سرعت ماشین حسابی که در آغوش داشتم
من گرم .... تو سرد

« نزار قبانی »

posted by farzane Ebrahimzade at 9:30 AM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home