کوپه شماره ٧

Saturday, September 09, 2006

اگرچه زنی سپیدم اما نسبم به سیاهان حبشه می رسد


این سریال نرگس هم از آن سوژه هایی شده که نمی شود از آن چشم پوشید. البته این بار خود سریال مورد نظر نیست. امروز بعد از ظهر بعد از کلی تبلیغ که به صورت زیر نویس از شبکه سوم زده شد، نشست مطبوعاتی سریال نرگس از تلویزیون پخش شد. اصلا نمی خوام به شکل اجرایی این نشست اشاره کنم که بیشتر شبیه نشست های جشنواره سینما بود. شاید به این دلیل که در سینما صحرا برگزار شده بود.آن چه برای من جالب بود سئوال خبرنگار روزنامه کیهان در باره این فیلم بود. البته خبرنگار کیهان اصلا سئوال مطرح نکرد بلکه بیانیه صادر کرد درباره این که بالا بودن تعداد ببینده این فیلم اصلا نباید باعث فخر گروه سازنده باشد. یعنی تمام 89 درصدی که این سریال را با توجه می ببیند احمقند و فقط منتقدان می فهمند. بعد به نکته قابل تاملی اشاره کرد. البته سعی می کنم نقل درستی بکنم. اما می دانم نقل به مضمون می شه. گفت در این سریال حرمت پدر از میان رفت. شما در این سریال از پدر شخصیت منفی و بدی ارائه دادید. در بخشی از حرف هایش گفت من نمی خوام به این مسئله بپردازم که زن آقای شوکت نه تنها در این سریال بدون اجازه از همسرش دائما از خانه بیرون می رود و حتی پسرش را بدون اجازه و بی خبر از پدرش به عقد یک دختر در می آورد. مساله من این است که در مقابل تمام این مسائل که اصل زندگی خانوادگی را زیر سئوال می برد مسئله همسر دوم آقای شوکت که از نظر شرع و عرف هیچ اشکالی ندارد این گونه تقبیح می شود و وی را متهم می کند؟! من به حرف های دیگر این برادر همکار کاری ندارم. حتی کاری به پاسخ هایی که شنید هم ندارم اما می پرسم که برادر محترم به فرض که طرح سئوال شما درست و کار همسر آقای شوکت در بدون اذن همسر از خانه خارج می شود و پسرش را داماد می کند خطا و ازدواج دوم و سوم و چهارم از دید شما و دوستانتان و حتی شرع مقدس درست. آیا به لحاظ انسانی ازدواج مجدد بدون اطلاع و حتی با اطلاع همسر اول درست است. آیا این حقی که شرع به مردان مسلمان برای تجدید فراش داده اساس و پایه های خانواده ها را بر هم نمی زند و باعث دوام خانه می شود. به عنوان یک زن می گویم نه. این غیر انسانی است. آیا خود شما حاضرید عشق و محبتت همسرتان میان شما و مرد دیگر قسمت شود؟ می دانم حرف های من تفاوتی در این نگاهی که در جامعه است به وجود نمی آورد. اما این گونه اظهار نظرها تاکید بر این نکته است و ذهن آدم را مشغول می کند. چرا هنوز با این همه ادعای پیشرفت در این تفکرات جاهلی هستیم. هنوز ذهن مردانه جامعه ما به حرمسرا می اندیشد. که هنوز زنان باید برای رفتن از خانه از شوهرانشان اجازه بگیرند. نمی دانم چرا از سر شب شعر غاده السمان در ذهنم است:اگر چه زنی سپید پوستم ؛ اما نسبم به زنان سیاه می رسد.........

posted by farzane Ebrahimzade at 2:27 AM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home