کوپه شماره ٧

Tuesday, August 15, 2006

یک عکس نه صدها عکس

در این چند روزی که از انتشار چاپ عکس منصور نصیری در روزنامه شرق می گذرد هر روز می بینیم که یکی از دوستان عزیز در رد یا بر علیه این موضوع مطلب نوشته اند. این خیلی خوب است که همه ما در مورد حق کپی رایت حساس هستیم. به نظر من فارغ از هر اظهار نظری این خیلی خوب است که در مورد حقوقی که دوستان و همکارانمان دارند دست به قلم می بریم و درباره آن می نویسیم . اما کاش کمی بدور از جو به وجود آمده اظهار نظر می کردیم. این روزها بعضی از دوستان چنان از این موضوع حرف می زنند انگار یک حادثه ناگوار رخ داد. اما نه موضوع پیش آمده برای عکس منصور نصیری نه موضوع تازه ای است و نه چیزی غیر عادی. سال هاست که عکس عکاسان، مقاله ها و خبر ها و نوشته ها حتی پژوهش هایی که به زحمت گرد آوری می کنیم در معرض دستبرد است. این مشکل همه خبرنگاران و عکاسانی است که در فضای اینترنت کار می کنند. روزنامه شرق نخستین روزنامه ای نیست که بدون ذکر منبع عکس یا مطلبی را منتشر می کند آخرینشان نیز نیست. حق کپی رایت خنده دار ترین حقی است که در ایران وجود دارد. ماده 23 حقوق مولفان و مصنفان شوخی بزرگی است که در تاریخ ما رخ داده است. کدام یکی از ما ها که در فضای رسانه کار می کنیم از این موضوع دور بودیم که این طور خشممان برانگیخته و رگ گردنمان سرخ شده است. غیر از این است که همین رسانه ملی مدت ها ست اخباری که به هزار مشکل آماده کردی را بدون ذکر منبعی که هویت تو هم هست می خواند و انگار نه انگار تازه باید ممنون هم باشی. راه دوری نرویم خبر بیست و سی چند روز پیش یکی از خبرهایی که من گرفته بودم را خواند بدون یک و جابه جایی با حدف نام خبرگزاری ! همین بعد از ظهر شبکه پنج در برنامه ای عکس هایی از عکاسان معتبر را به نام کسی که عکس را ارسال کرده نشان می داد. یا بخش خبر 30/20 که عکس های خبرگزاری ها را نشان می دهد بی نام عکاس که پای عکس هست. مگر همین یکی دو سال پیش نبود که یکی از ناشرین یکی از عکس های مجموعه قاجارش را بر روی جلد یک کتاب چاپ کرده بود و کارش به شکایت رسید. شکایتی که برای اولین بار رای اولیه اش به نفع یک هنرمند بود. کدام یکی از ما می دانیم که چه بر سر آن شکایت و آن دادگاه آمد؟ یادم هست همان زمان که شادی شکایت کرده بود و کار به حکمیت رسیده بود خود من به این موضوع گیر دادم و با تعدادی از دوستان عکاس صحبت کردم که بیایید یک کاری بکنیم تا در کنار این شکایت جریانی برای پایان دادن به این نوع سرقت های هنری داده شود. اما هیچ کس جز افشین شاهرودی و مریم زندی که خودشان درگیر مشکلاتی از این دست بودند و همان زمان به عنوان داوران این پرونده انتخاب شده بودند حتی برای گزارش با من صحبت کنند! مطمئنم بیشتر ما یکی دو هفته دیگر یادمان می رود روزنامه شرق چه کاری کرده است که البته من معتقدم کاری که کرده سنت مطبوعاتی ما بوده و شاید برخلاف خیلی از قضاوت هایی که هست بی طرف ترین بخشی که به آن ها تاخته می شود سرویس عکس بسیار خوب این روزنامه باشد. شاید در خیلی از موارد من هم با صحبت های دوستان در مورد روزنامه شرق موافق باش اماانصاف داشته باشیم با خطایی که خشایارشا انجام داد که نباید کل تاریخ ایران را بسوزانیم. یادتان باشد که اعضای گروه عکس شرق دوستان همکاری هستند که شاید همین مشکل آن ها هم باشد. چند وقت پیش دبیر عکس یکی از روزنامه های معتبر تعریف می کرد که خبرنگارها به سرویس عکس اهمیت نمی دهند. از فلان مراسم عکس اختصاصی داریم برای صفحه بندی خبر بی مشورت با گروه عکس عکس از فلان خبرگزاری گذاشته. بگذریم کاش می شد به جای این همه هیاهو راهی برای پایان دادن به مشکل کپی رایت داشت.

posted by farzane Ebrahimzade at 6:44 AM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home