کوپه شماره ٧

Monday, June 05, 2006

آخرین بارقه

buکاش این آخرین بارقه را خراب نمی کردی و می گذاشتی باورت کنم. حسرت پرواز ابی رو خیلی دوست دارم شاید برای این که تک تک آهنگاش وصف حال این روزهای آخر و حرف های آخری منه. بخصوص خود حسرت پرواز

وقتی تو نیستی گم میشه آفتاب

خاکستر میشه حریر مهتاب

از رفتنت من گم میشم از شب

شب دلهره شب اضطراب

وقتی تو نیستی دنیا شب میشه

شب از دل من شب تا همیشه

بی تو هر نفس تکرار ترسه

لحظه لحظه نیست نبض تشویشه

بی تو نه صدا مونده نه آواز

نه اشک غزل نه ناله ساز

بالی اگه هست از جنس کوه

از رنگ خاک و حسرت پرواز

هیچکی عاشقت اینجور که منم

نبود و نشد لاف نمیزنم

من از تویی که بد کردی با من

گله میکنم دل نمیکنم

باور کن من سه بار عاشق بودم سه بار حسرت دوست داشته شدن به دلم ماند. بار اول بچه بودم چیز زیادی از دست ندادم بار دوم ایمان نصف و نیمه ام را از من گرفت و باره سوم انگار غرورم، احساسم و خودم را می گیرد. شاید هم مثل ایشتار برای رسیدن به عشق واقعی باید همه چیز را از دست داد. در این آخرین مراحل هر چه مانده را می دهم تا زمان باقی مانده را به دست بیاورم.

posted by farzane Ebrahimzade at 1:04 AM

|

Links to this post:

Create a Link

<< Home